السيد علي الحسيني الميلاني
114
با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى)
متعال خواهد بود و غير از خدا هر كه عزيز باشد از اوست و ذاتى آن فرد نيست ؛ چرا كه گفتيم گاهى بشر اشيا ، امور و حالاتى را عزّت مىداند . او فرض مىكند كه اگر مثلًا فلانى با او چنين رفتار كند ، يا در فلان جا راهش بدهند و حضور پيدا كند و يا فلان چيز را دارا بشود عزيز خواهد بود . شايد هم در عرف همين طور باشد ؛ يعنى ما يك عزّت عرفى را تصوير بكنيم ، ولى اين عزّتها كه از نظر عرف و عقلا عزّت است بعد از گذر زمان و دگرگونى اوضاع و احوال روزگار از بين مىروند و ماندنى نيستند . فرض كنيد زيد به رياستى رسيد ، دوران آن رياست پايان مىپذيرد . يا انسان به خاطر جمالش يا وصفى از اوصاف ، عزّت يافت ، اين عزّت تمام مىشود . بنابراين عزّت حقيقى فقط عزّت خدايى است ؛ عزّتى كه دوام دارد و هميشگى و ابدى است . وقتى عزّت مطلق از خداوند متعال باشد و همهء عزّتها از او و هر كه عزّتى دارد از او كسب كرده يا تفضّل اوست ، بايد بدانيم كه عزّت فقط به بركت رابطهء با او حاصل مىشود . انسان هرچه با مركز و مبدأ عزّت حقيقى مرتبط باشد ، عزّت مىيابد و چون آن مركز با دوام و ماندگار است قهراً اين عزّت هم به قدر خودش دائمى و ماندگار خواهد بود . بنابراين عمده شاخصهء عزّت حقيقى ، هميشگى و بادوام بودن آن است ، چون از جايى اخذ شده كه دائمى است و هميشگى . ائمّه و عزّت حقيقى خداوند متعال عزّت حقيقى را به ائمّه اطهار عليهم السلام داده است چه تنها باشند يا جمعيّتى دورشان باشد فرق نمىكند . براى آنها خانه و زندان ، حيات و ممات